سند منتشرشده در پایان نشست شورای همکاری خلیج فارس و امریکا، یک توافق دیپلماتیک نیست؛ این بیانیه، شناسنامه رسمی تسلیم و سند ذلت تاریخی کشورهای عربی در برابر کاخ سفید است. و، اما برای ملت ایران، همین متن بیهویت، آینه افتخاری است که نشان میدهد اگر مسیر مقاومت نبود، سرنوشتی جز امضای دیکتههای اپستینی در انتظارمان نبود.
سطر به سطر این بیانیه فاقد اراده بومی است و مشخصاً در اتاقهای فکر واشینگتن طراحی شده و محتوای آن اساساً ربطی به منافع شورای همکاری ندارد و صرفاً توجیهی برای استمرار حضور، باجخواهی نظامی و غارت ثروت منطقه، این بار از زبان سران ذلتپذیر عربی است. نکته تأسفبارتر آنکه این کشورها، پیشتر با واگذاری پایگاهها، منابع مالی و رأی سیاسی در مجامع بینالمللی، موجودیت خود را به ائتلاف غربی- صهیونی گره زدهاند و اکنون که ناتوانی امنیتی امریکا بر همگان آشکار شده، به جای اغتنام فرصت و عذرخواهی از ملتهای خود، با فرار به جلو و امضای این بیانیه تحمیلی، طلبکار هم شدهاند.
تحلیل محتوا نشان میدهد این بیانیه نه تنها دستاوردی برای امضاکنندگان ندارد، بلکه با آشکار ساختن عمق بیعرضگی آنان به عاملی برای خیزش افکار عمومی علیه حاکمان وابسته تبدیل خواهد شد. مردم این کشورها اکنون به خوبی دریافتهاند که پناه بردن به چتر امنیتی امریکا، جز حقارت، تاراج منابع و ذبح حاکمیت ملی ثمری ندارد. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران به نمایندگی از ملتهای آزاده ایستاده و نگذاشته سرنوشتش مشابه این کشورهای تسلیم شده باشد. این ایستادگی، ما را از تضمین شرافت به قله بازدارندگی رسانده است.
محور اصلی بیانیه متوجه تنگه هرمز است. پاسخ ایران به هرگونه شرارت آتی از جانب این ائتلاف، پشیمانکننده و چندلایه خواهد بود. برخلاف گذشته، آتش جنگ منحصر به پایگاههای نظامی امریکا نخواهد ماند، بلکه ظرفیتهای اقتصادی و امنیتی کشورهای همدست با متجاوز را هدف خواهد گرفت. موقعیت ایران بر تنگه هرمز ماحصل بیانیه و میز مذاکره نیست که با یک بیانیه مضحک از دست برود. این تنگه از این پس نه ابزار تهدید علیه ما که شمشیر داموکلس ایران بر گلوی نظام سرمایهداری و ضامن ثباتآفرینی و امنیت پایدار خواهد بود.
اما در میان این تقابل، شواهد دیپلماتیک حاکی از آن است که اغلب امضاکنندگان، اعتقادی به مفاد این بیانیه ندارند و از سر اجبار تن به آن دادهاند. این شکاف تحمیلی، فرصتی بینظیر برای دستگاه دیپلماسی ایران است. همسویی این کشورها با مدیریت راهبردی ایران بر تنگه هرمز میتواند برای آنان تخفیفات، معافیتها و هماندیشی در قالب کشورهای همسرنوشت به همراه داشته باشد. مسیر عزت این کشورها در همکاری منطقهای است، نه در بندگی اربابان ناتوان، حتی اگر فشارها باعث تزلزل برخی متحدان سنتی ایران در مدیریت تنگه شود، خللی در عزم پولادین تهران ایجاد نخواهد شد و وضعیت تنگه مطلقاً به عقب بازنمیگردد.
بیانیه شورای همکاری، تصویری از سراب امنیت اجارهای است که جز خفت و از دست رفتن حاکمیت ثمری ندارد. جمهوری اسلامی ایران، اما ثابت کرده که امنیت واقعی، از درون و از مسیر مقاومت میجوشد. اکنون توپ در زمین همسایگان جنوبی است؛ یا تداوم حقارت با چسبیدن به دامن اپستینیهای ناتوان، یا پذیرش برادری مبتنی بر عزت و منافع مشترک منطقهای. تاریخ منطقه، این خفت را نخواهد بخشید و ملتهای منطقه علیه بیانیههای تحمیلی قیامت به پا خواهند کرد.